محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

412

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ايشان « 1 » وقوع نيافته بلكه معلوم نيست كه پدران اين جماعت در سلك اهل اعتبار بوده باشند . الحال بر مسند عزت و فراغت تكيه زده كمال تنعم و كامرانى ايشان را حاصلست معهذا ، از غايت غرور و نخوت كسى را به نظر « 2 » در نمىآورند و اگر احيانا در معركه‌اى واقع شوند ، خود را بطريق زنان بزينت و زيور مىآرايند و قبل از شروع « 3 » در مقابله با خصم راه گريز مىپيمايند . حاصل كه اين جماعت را نهايت حضور و غايت عيش و سرور از التفات پادشاه مؤيد منصور ميسر است و ما با اينهمه سربازى و جانفشانى ، قدرت بر نان چاشت و جو الاغ نداريم حاصل كه ما را اين نوع زندگانى به كار نمىآيد . چرن سخن اينجا رسانيدند حسب الاستدعاى ايشان ، جلاد تنگ چشم تيز خشم مريخ صلابت را حاضر ساخته هر دو را از ننگ وجود خلاص كرده از بار سر سبك ساختند و از آن جفا و محنت و بلا و مشقت فارغ گردانيده لواى كامرانى و فراغت ايشانرا در بزم « إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً لِلطَّاغِينَ مَآباً » « 4 » برافراختند . ديگر آنكه در آن زمان فرخ‌نشان كه موكب سعادت قران پادشاه باستحقاق بحدود ولايت قراباغ « 5 » تشريف اقامت داشت ، تمامى حكام آن نواحى و سرداران الوسات و كلانتران احشامات بسعادت آستان بوسى سرافراز گرديدند ، مگر شاهوردى خان ولد انصار خليفه « 6 » كه بيجهتى ظاهر بعضى توهمات فاسده بخاطر رسانيده و خوف و خشيت بسيار به خود راه داده [ 228 ] بدرگاه گردون اشتباه مبادرت ننمود و در يكى از قلاع حصين آن سرزمين لنگر تمكين « 7 » انداخته طريق صوفيگرى و ارادت را بقدم اعتقاد نه پيمود و شعلهء آتش قهر پادشاه عدالت بهر بسوختن خرمن

--> ( 1 ) - م : كارى كه ازان توان ازو وقوع نيافته ( 2 ) - م : در نظر ( 3 ) - د : شروح ( 4 ) - سورهء 78 آيه‌هاى 21 و 22 ( 5 ) - د : قراماق ( 6 ) - م : خليفه انصار ( 7 ) - م : تمكن